معرفی روستای قارلق
در انتهای استان کرمانشاه و در مرز بين اين استان و استان همدان روستای قارلق قرار دارد ( عکس شماره ۱ و ۵) . اين عکسها کاملا نشانگر اين موضوع است.
در حدود دوازده کيلومتر بعد از کنگاور به طرف نهاوند در سمت چپ جاده اين روستا قرار دارد و به خاطر دشت وسيعی که بين قارلق و کنگاور است حتی از کنگاور هم اين روستا قابل رويت است.
اين روستا جزء دهستان گودين است و اکنون دو قسمت شده است. يکی قارلق بزرگ و ديگری قارلق کوچک که در روی نقشه جديد ؛ قارلق کوچک به اسلام آباد تغيير نام داده است.
در سال 1354 خورشيدی به خاطر اختلافی که بين اهالی ايجاد می شود عده ای از آنها جدا شده و حدوداً يک کيلومتر پايين تر روستای قارلق کوچک ( اسلام آباد) را بوجود می آورند( عکس شماره ۲) .
نام اکثريت اهالی قارلقی است که البته بعضی از آنها آن را عوض کرده اند و جز اين، نام های خانوادگی ديگری چون زنگنه ، عباس آبادی ، احدی و ... هم در آنجا وجود دارد.
آب وهوای روستا در زمستان ها سرد وبرفی و در تابستانها خنک و معتدل است . جمعيت قارلق بزرگ 2050 نفر و دارای 490 خانوار است و قارلق کوچک هم دارای 45 خانوار است.
روستای بزرگی است که دارای مدرسه ابتدايي ، راهنمايی و دبيرستان و خانه بهداشت و مخابرات با کد 0837237 است.
اهالی روستا معتقد بودند که در گذشته تمام مردم اينجا ترک بوده اند و از طايفه قارلق هايي هستند که از شهر نور در استان مازندران در حدود 800 و يا به گفته بعضی بيش از هزار سال است که به اينجا آمده اند.
هنوز هم بيشتر کسانی که مسن هستند ترکی می دانند اما بيشتر اهالی به زبان لری خاصی صحبت می کنند که مخلوطي از لری و کردی است.
به طور کلی در آنجا جلوه زيبايي از لهجه های شيرين لری ، ترکی ، کردی و فارسی را می توان ديد. غير از ترکهای اصلی و قديمی دو طايفه ترک ديگر هم در آنجا زندگی می کنند که به نام طايفه های يارم طاقلو و سهرابی معروفند که در اصل از کوچ نشين هايي بوده اند که قبلاً در حين کوچ به اين محل می آمده اند ولی اکنون در اينجا ساکن شده اند.
قرار گرفتن اين روستا در بين شهرهای کردنشين و لرنشين باعث شده است که کم کم بيشتر اهالی به زبانهای لری و کردی صحبت کنند.
مردم بی نهايت مهمان نواز و مهربانی دارد و همين که فهميدند قصد معرفی روستای آنها را دارم بی نهايت خوشحال می شدند و به سوالات من با گرمی پاسخ می دادند.
به باغ هايشان رفتم و در خانه يکی از بزرگان آنها در کنگاور شاهد صميميتی بودم که هنوز هم شيرينی آن را حس می کنم. يک ساعتی که در مسجد جامع آنجا بوديم شاهد مهربانی و پذيرايي آنها شديم و اصلا احساس غربت نمی کرديم .(عکس شماره ۳ و ۶ ).
آب اين روستا از دو چشمه به نامهای قيزقيزلر و دره حيدر تأمين می شد ولی به خاطر نا کافی بودن آن از آب چاه هم استفاده می کردند.
کشاورزی در آنجا بسيار زياد است و به خاطر وفور آب محصول ديم ندارند و همه محصولات را آبياری می کنند. هزارو چهل هکتار زمين کشاورزی مخصوص اين روستا است که محصولاتی مانند گردو ، بادام ، انگور،گندم ، ذرت ؛ چغندر و کلزا که بيشترين مقدار را به خود اختصاص داده است در اين زمين هاکشت می شود.
مبنای اندازه گيری زمين در آنجا جفت است که هر جفت دوازده هکتار است و روستا روی هم هشتاد و شش جفت زمين دارد.
اين زمين ها قبلاً دردست مالکين بزرگی مانند دکتر صمدی و ساری اصلان و غلام حسين خان و همسرش قمرتاج خانم بوده است .
غلام حسين خان و همسرش قلعه ای داشته اند که اکنون به قالاخان( قلعه خان) معروف است که خرابه های آن هنوز هم باقی است ( عکس شماره ۴).
اهالی می گفتند که تا بیست سی سال پيش قلعه کاملاً سالم بود و حتی اندرونی و بيرونی و گچ بری های آن قابل رويت بود . بعد از اصلاحات ارضی هر کسی که روی زمينی کار می کرد مالک آن شد . از آن پس کسانی که زمين نداشتند به خوش نشين و کسانی که زمين داشتند به رعيت يا مالک معروف شدند.
مردم روستا می گفتند جنگ نهاوند که بين سپاه مسلمانان و ايرانيان (سپاه ساسانی ) در گرفت در کنار اين روستا بوده است.
جالب است که شهر فيروزان که هشت کيلومتر بعد از قارلق است و روستايي به نام سعد وقاص چند کيلومتر جلوتر وجود دارد که هرکدام به نام يکی از سرداران دو سپاه يعنی سردار سپاه اسلام (سعد وقاص) وسردار سپاه ايران (فيروز ) نام گذاری شده است.



